ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

784

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

باشد . اباقا پروانه را متهم نمود و چون بازگرديد او را به درگاه خواند و بكشت . اباقا در سال 680 لشكر به جنبش آورد و از فرات بگذشت و به رحبه درآمد و نزد فرمانرواى ماردين رسول فرستاد . او نيز بيامد زيرا منكو تيمور پسر برادر بركه پادشاه سراى با لشكرى از مغول و جماعاتى از گرج و ارمن و روم مىآمد . اين سپاه به قيساريه و ابلستين [ 1 ] رسيد و از دربند به رحبه آمد و در رحبه فرود آمد . اباقا نيز لشكرى به سردارى منگو تيمور پسر هلاكو روان نمود اين لشكر نيز در رحبه فرود آمد . در اين حال الملك الظاهر بيبرس با لشكر مسلمانان از مصر برسيد . و در حمص با مغولان مصاف داد . مغولان سخت منهزم شدند و بيشتر لشكريان ايشان هلاك گرديدند . اباقا از محاصرهء رحبه دست كشيد . برادرش منگو تيمور به هنگام بازگشت از اين جنگ بمرد . گويند او را زهر داده بودند . او به هنگام بازگشت به مكانى موسوم به مومواغا رسيد و بر يكى از امراى خود فرود آمد . آن امير به سبب بعضى از اعمالش مورد خشم منگو تيمور بود . از اين رو او را زهر خورانيد و به حياتش پايان داد . آن امير به مصر گريخت . بر خودش دست نيافتند ولى زنان و فرزندانش را بكشتند . اباقاخان پس از اين وقايع ( در بيستم ذو الحجهء 680 ] بمرد . گويند او نيز به دست وزيرش شمس الدين صاحبديوان جوينى [ 2 ] مسموم شد جوينى مشير دولت او و بزرگ همهء دولتمردان بود . چون از اباقاخان بيمناك شده بود دست به اين كار زد . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . تگودار پسر هلاكو كه احمد ناميده مىشد چون اباقاخان درگذشت ، پسرش ارغون نزد پدر نبود و در خراسان بود . مغولان با برادر اباقا ، تكودار بيعت كردند . تكودار اسلام آورد و احمد ناميده شد . پادشاهان زمانش را از اين واقعه بياگاهانيد . احمد به مصر نامه نوشت و [ سيف الدين قلاوون را ] از اسلام خود خبر داد و يارى طلبيد . آنكه اين پيام به مصر برد يكى قاضى سيواس قطب الدين شيرازى و ديگر اتابك پهلوان بود . برادرش قونغرتاى با صمغان [ 3 ] شحنه [ در سرحد روم بود ] . تگودار او را فراخواند . از آمدن سر برتافت . غياث الدين كيخسرو [ 4 ] صاحب بلاد روم او را پناه داد . تگودار پيامى سراسر تهديد به او داد . از اين رو غياث الدين كيخسرو با قونغرتاى به حضور آمدند . تگودار برادر را به قتل آورد و غياث الدين كيخسرو را حبس كرد و برادرش عز الدين را جانشين او نمود و به جاى صمغان اولاطو از امراى مغول را شحنگى آن بلاد داد . احمد تگودار سپس لشكر به خراسان فرستاد به جنگ برادرش ارغون . ارغون به دفاع برخاست و لشكر تگودار را در هم كوفت و فرارى ساخت .

--> [ ( 1 ) ] متن : ابلسين . [ ( 2 ) ] متن : جونى . [ ( 3 ) ] شايد طغاجار ؟ [ ( 4 ) ] متن : كيخسرو .